آمدی
مغرور
بدون حرف
در نگاهت هزار معنا..
ودر چشمانت دریایی بی کران ...
به خود آمدم و دیدم جنگل چشمانم به دریایی نیاز دارد
نا قافل گمان کردم آن دریارا در چشمان تو پیدا کردم
به خود آمدم و دیدم آن چشمان آبی وحشی تمام دنیایم شده اند..
ندایی درون قلبم آهسته گفت؛آری این آغاز دوست داشتن است
نظرات شما عزیزان: